برگشتم :)
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 19:06
به نام خدا... امشب داشتم با رفیق قدیمی حرف میزدم.ناراحت بود...خیلی!درگیر رابطه ای شده که نباید میشد.و حالا انقدر پیشروی کرده که دل کندن و بیرون اومدن ازش اراده ی آهنین میخاد...دلم گرفت!چه به روز اون دختر شاد و با جسارت اومده؟این عشق امروزی تا کجا اونو برد؟ خیلی وقته که نیومدم وبلاگم...خیلی وقته!از ا...
Bad,Worse,Worst!
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 19:06
بنام خدا ____________ سه شنبه 7 فروردین ماه 1397 : عشق حس خوبیه،ادم دلش میخواد عاشق باشه!اما من هرگز یک عشق دوطرفه ندیدم! پدر و مادرم هیچ وقت عاشق هم نبودن،هیچ وقت! از وقتی که یادم میاد مادرم پاسوز بابام بود،با مشکلاتش ساخت و اخرش هم بدِ ماجرا خودش بود... بابا همیشه میگه مامان و دوس داره،میگه "به عم...
عشق، به تنهایی کافی نیست!
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 19:06
بنام خدا #نوشته_های_نیمه_شب بعد از کلی سرو صدای ذهنی؛ یه نفر با صدای بلند تری داد میزنه: " فقط دوست داشتن کافی نیست " ... این که هدفت برای آینده چی باشه،این که دوست داری توی سی سالگیت کجا باشی و توی چه حالتی، اینکه تا کی میتونی اینجوری ادامه بدی..؟ "اینجوری" که من دارم زندگی میکنم،مطمئنم راه خوبی نی...
لبریـــــزے از گفتن....
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 19:06
تنهاییام را با تو قسمت میکنم، سهم کمی نیست گستردهتر از عالمِ تنهایی من عالمی نیست غم آنقدر دارم که میخواهم تمام فصلها را بر سفرهی رنگین خود بنشانمت، بنشین غمی نیست حوّای من بر من مگیر این خودستایی را که بیشک تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست آیینهام را بر دهان تکتک یاران گرفتم تا روشنم شد، در ...
ارزش
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:48
سه شنبه ۱۰ مرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ _بزرگترین اشتباهی که آدم میتونه مرتکب بشه،ارزش قائل شدن برای آدمای بی ارزشه! . بنام خدا فردا قراره یکی بیاد خواستگاریم!هیچ حسی ندارم،یادم میاد موقعی که 17 ، 18 سالم بود خیلی دوست داشتم ازدواج کنم!خیلی رویایی بودم،همیشه یه زندگی خوب و یه مرد خیلی خوب رو ب
Gloomy
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:48
به نام خدا صدای اذان پیچیده توی کوچه ؛ از بلندگوها دارن اسم خدارو پخش میکنن...و تو ازون بالا شاهد همه چیز هستی! تو خونه ی ما همیشه اولین کسی ک نماز میخونه آقای پدره،نمازش اول وقت،روزش هرگز ترک نمیشه،هرروز صبح زود یک جزء قرآن میخونه،اما اخلاقش...امان از اخلاقش! . همه رفته بودن بیرون،خانواده خواهرم به
بی اعتنا به نتیجه،دوستت دارم!❤
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 12:45
جمعه ۶ مرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ مدارا نکردیباداواپسی موندیده گرفتیغم بی کسی مو....بنام خداداشتم وسایل اتاقمو جمع و جور میکردم،چشمم افتاد به دست نوشته هام.دلم تنگ شد واسه خودم!خدایا؟دارم کجا میرم؟دستمو ول نکن؛ولم که میکنی تمام دنیا آوار میشه سرم....و من همچنان سردرگمم.نمیدونم چی میخوام!بی
همه چیز مثل همیشه
-
تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 19:44
به نام خدا اگر از من بپرسن میگم همه ی اهنگ های دنیا یک طرف اهنگ های قدیمی فرزاد فرزین یک طرف؛اصلا غرق میشم تو خاطرات روزهای خوب دبیرستان.... گاهی وقتا ادم حال خوبی نداره و دلش میخواد غرق شه ... یک ماه میشه که شرایط خونه بشدت به هم ریخته هست،نمیگم بد چون میخوام صبور باشم و به تقدیر خدااحترام بگذارم.د
مبارک باشه مهمانی خدا...
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
قالب ک حرف نداره متنتم فوقلاده دلنشین و قشنگه به نظر من این حس خوبه باید خودت را پیدا کنی و بفهمی کی ... بهبه! ببین آرام چی گفته! گوش کن :) بسازش،روزهات رو ... 20 روز مونده همش هااا خستمه چیه؟! Oo درسسسس بخوووون انرژی خاستی بیام هااااا :)) باید بری سمتش سمت موفقیت سمت انرژی مثبت سمت مثبت
انرزی مثبت :)))
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
نه تو می مانی، نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر ب
کنکور از آنچه می اندیشید به شما نزدیک تراست!
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
بنام خداهوای خونمون بشدت سرده :| برعکس باباهای بقیه که همیشه کولرو خاموش میکننبابای من همیشه کولرو روشن میکنه!درحالی که داشتم از سرما یخ میزدم و به بخت قشنگم فکر میکردمیهویی یاد کنکور افتادم من هنوزم همون نقطه ای ایس
واقعیت
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ برخلاف اکثر دخترا که میگن عشق اول زندگیشون باباشونه،تو هیچ وقت نه عشق اول زندگیم بودی نه آخر. هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت میخواستم روی کاغذ بنویسم دستام میلرزید خط میخورد همش تو که اینجوری هستی ،من به هیچ کس نمیتونم اعتماد کنم خودمو گول میزدم ،هی هرچی گفتی
همه چیز میتونه یهو خیلی بد بشه!
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ امشب رفتیم خونشون،27سالش بود و مجرد سحری روز دوم ماه رمضان و که خورده بوده خوابیده و دیگه بیدار نشده از فامیلای دورمون هستن اسمش حمید بود مامانشو خواهرش هرچند دقیقه میدن زیر گریه خیلی سخته!حق دارن من دوازده سال پیش پسرداییم جونمرگ شد کل خاندان هنوز که ه
قاصدک
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
سه شنبه ۱۶ خرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ سلام به همگی، چطورید؟ قالب جدید خوبه بنظرتون؟ قالب از اقا رضاست،من که خیلی خوشم تومد دمش گرم :)))
نگذار که به آرامے بمیرے
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر سفر نکنی، اگر کتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی. به آرامی آغاز به مردن میکنی زمانی که خودباوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند. به آرامی آغاز به مردن میکنی اگر بردهu200fی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک
تنها بدون من
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
سه شنبه ۱۶ خرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی که صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کند با مــــــن …بدون مــــــن… دیــــــروز گر چه ســـــــخت امروزم هم گذشت …!!! طوری نمی شود فردا بدون مـــــ...
سایه ی جنگ
-
تاریخ: 1396/4/1 ساعت: 20:00
چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶ ــ پــــــــــائــــیزــ بنام خدا فکر نمیکردم تو ایران افرادی باشن که از سردار سلیمانی خوششون نیاد!!!! از هرچی که بگذریم؛امروز افرادی زیادی آسیب دیدن،تعدادی شهید شدن،خانواده هایی ویران شدن و.... آقای روحانی بسیار متشکرم ازت!سایه ی جنگ و خوب برداشتی از سرملت!یه سری هام گفتن ای
پـَــــــــــــــــــرواز
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 10:30
بنام خدا این همه روز های خوب و بد رو پشت سرگذاشتی! توی روزای بد همش با خودت گفنی خدایا آخه چرا من؟خدایا مگه من چه گناهی کردم؟خدایا چرا فلانی در حقم فلان کارو کرد؟شاید حتی آرزوی مرگ کردی برای خودت! توی روزای خوبت به احتمال قوی حتی خدارو یادت نبوده...
من شکست نمی خورم!
-
تاریخ: 1396/2/26 ساعت: 10:30
بنام خدابااین که آخرای فصل تابستونه؛اما هوا هنوز هم گرمه.از اتوبوس پیاده میشم به سمت در شرقی دانشگاه میرم،اما این بار مقصد دانشکده ادبیات نیست!میرم به سمت دانشکده علوم تربیتی:)))بااین که فاصله ی زیادی هست اما دلم میخواد پیاده برم...دلم،دلم ،دلم لک رد
می نویسم که شب تار سحر میگردد،یک نفر مانده ازین قوم که برمیگردد❤
-
تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 20:36
#توصیه میکنم حتما بخونید؛خیلی قشنگه: شب همان شب که سفر مبداء دوران می شدخط به خط باور تقویم مسلمان می شد شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان بود آن شب در شب فتنه شب فتنه شب خنجرهاباز هم چاره علی بود نه آن دیگرها مرد؛ مردی که