اهنگ دال ذال - dal zal
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 17:38
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
روش گرفتن لایسنس رایگان Eset
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 17:38
شنبه, ۶ مرداد ۱۴۰۳، ۰۷:۴۸ ب.ظ محمد احمدی روش گرفتن لایسنس 30 روزه از شرکت Eset (لایسنس خانگی) ابتدا وارد سایت home.eset.com شوید.2. گزینه Create account را انتخاب کنید.3. یک صفحه جدید باز کنید و در گوگل Temp Mail را جستجو کنید.4. یک سایت را به دلخواه انتخاب کنید و یک ایمیل موقت دریافت کنید و آن را ...
بهترین سایت های تماشا و دانلود فیلم
-
تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 18:08
۱. دیجی موویز دیجی موویز یک از محبوبترین سایتهای دانلود فیلم است که در همان نگاه اول به شما اجازه میدهد به میان انبوه انتخابهای فیلم و سریال شیرجه بزنید. دیجی موویز روی سه دسته بندی عمده فیلم، سریال و هنرمندان تمرکز دارد و از این روشها میتوانید به فیلم یا سریال خاص خود دست پیدا کنید. البته...
فیلم Oppenheimer 2023
-
تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 18:08
خوش امدید
-
تاریخ: 1401/3/31 ساعت: 14:42
نویسنده : محمد احمدی
عنوان اولین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1399/3/26 ساعت: 1:22
این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود ر
عنوان دومین مطلب آزمایشی من
-
تاریخ: 1399/3/26 ساعت: 1:22
این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید
love u all
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 14:46
بنام خدا روی پشت بوم دراز کشیدم و سعی میکنم از زندگی لذت ببرم، در شرایطی که دونه دونه امتحانامو خراب کردم و هنوز قراره چند تای دیگه روهم خراب کنم! ولی خب شاد یا غمگین زندگی زندگیست... مشاورم دیروز ب
آخرین امتحان وشروع تابستوووووووووون
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 14:46
فردا آخرین امتحانه نمیدونم چرا انقدر امتحانای من دیر تموم میشه همیشه؟ ولی به هرحال فردا که تموم شه خیلیا رو زخمی میکنم :) برنامه ام اینجوریه که بعد امتحان مستقیییییم بیام خونه چهار پنج ساعت بخوابم،
برای آرام
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 14:46
دوسه روزه هوای مشهد یه جورخاصیه.البته هوای مشهد کلا خاصه و تابستون و زمستون نداره.ولی الان انگار اول تابستون، یه جورایی پایـــــیزه... بنظر من پاییز علاوه بر مهر و ابان و اذر، توی بقیه ماهای سال ه
US
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 13:20
یه زمانی درمخیله ام نمیگنجید، که حتی فکر کردن به یه زندگی دونفرا بتونه انقدر شیرین باشه ...
Comme toujours
-
تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 13:20
بنام خدا اصلا حالم خوش نیست و نیاز دارم به حرف زدن. امشب میخان بیان خواستگاری.خیلی استرس دارم.دیشب داشت صحبت میکرد راجع به ازدواج و تهش گفت البته اگر بشه ازدواج کنیم.فکر کنم واسه حرف زدن راجع به اینکه
___ من از دو چشم روشن و گریان گریختم ___
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 13:48
رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود رفتم، که داغ بوسه پر حسرت ترا با اشکهای دیده ز لب شستشو دهم رفتم که
Tell me
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 13:48
بنام خدا . نوروز 99 بیا و بهم بگو به کجا رسیدی حتی سال های بعدش بگو کدوم یکی از حسای الانت ادامه پیدا کرد؟ بگو کدوم دردت موند؟کدوم خوشیت پایدار بود؟ میخوام سال دیگه بیای و بهم بگی که به کجا رسیدی ... 00:17 29 اسفند 1397
_ i got so far _
-
تاریخ: 1398/1/13 ساعت: 13:48
یه زمانی پلکم میپرید ؛ یادمه یه جوری بود که انگار قراره چشمم از حدقه بزنه بیرون،سوم دبیرستان بودم اونموقع ها و استرس کنکور بیچارم کرده بود... بعد وضع معده ام بهم میریخت و میسوخت، نمیتونستم غذا بخورم
The future
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 12:28
بنام خدا هرراهی رو که میری میبینی نمیتونی و تو؛ آدم اون راه نیستی! نمیتونی مثل بقیه دوست و همراه داشته باشی، نمیتونی مثل بقیه عاشق باشی، نمیتونی تمرکز کنی حتی!حتی نمیتونی توی جمع خانواده ات خوش باش
ـــجام جهانے چشم هایتـــ
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 12:28
چشــــمِ تو ریــختہ بَرهَم منِ معمولــــے را یک نگــاه تو به من جــامہ دریدن دارد... ... پ.ن: به دعوت آرامِ عزیزم(ببخشید که دیر شد)
_and i'll be gone _
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 12:28
بنام خدا داشتم پست قبلی مو میخوندم؛ تمام حرفم از خستگیم بود،از اتفاقای بدی که واسم افتاده بوده.داستان زندگی من اینه...هر صفحه اش که ورق میخوره بیشتر فرو میرم توی بدبختی...!میترسم ازینکه تا چند سال د
Good girl ; Gone bad
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 12:28
یادم میاد از پنج شیش سالگیم،که دلم میخواست روزه بگیرم اما نمیذاشتن.وقتایی که سحر بیدار بودم، قبل ازینکه اذان و بگن درو باز میکردم جلوی در توی حیاط مینشستم تا سوز سرمای سحر بخوره توی صورتم.تصویر این
یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام....
-
تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 12:28
یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام برای دختری که ندارم و یک عینک برای پدر که چشم هایش دیگر نمی بیند و حالا می روم برای او که نیست گل نسرین بچینم شاد یا غمگین زندگی، زندگی ست و اگر فردا برای شکار پلنگ به دریا رفتم تعجب نکنید . . .